|
لیلی زیر درخت انار نشست، درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ… گلها انار شدند، داغ داغ. هر اناری هزار دانه داشت. دانهها عاشق بودند، بیتاب بودند، توی انار جا نمیشدند. انار کوچک بود، دانهها بیتابی کردند، انار ترک برداشت. خون انار روی دست لیلی چکید. لیلی انار ترک خورده را خورد، مجنون به لیلیاش رسید. خدا گفت: راز رسیدن فقط همین است، فقط کافیست انار دلت ترک بخورد… خدا گفت: لیلی یک ماجراست، ماجرایی آکنده از من، ماجرایی که باید بسازیش، لیلی درد است، درد زادنی نو، تولدی به دست خویش. لیلی رفتن است، عبور است و رد شدن. لیلی جستجوست. لیلی نرسیدن است و بخشیدن. لیلی سخت است و دور از دسترس. لیلی زندگی است، زیستنی از نوعی دیگر. شیطان گفت: لیلی تنها یک اتفاق است، بنشین تا اتفاق بیافتد. لیلی آسودگی است، خیالیست خوش. لیلی ماندن است و فرو در خویش رفتن. لیلی خواستن است، گرفتن و تملک. لیلی ساده است و همین جا دم دست است. و این چنین دنیا پر شد از لیلیهای زود، لیلیهای ساده و اینجایی، لیلیهای نزدیک لحظهای… و مجنونهایی آمدند که هنوز انار دلهاشان ترک نخورده بود…
بار آخر من ورق را با دلم بر می زنم!
دیگر قرار نیست که بازگردم
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه. سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز، سالها هست که در گوش من آرام ، آرام خش خش گام تو تکرار کنان، می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا، -خانه ی کوچک ما سیب نداشت؟! این جوابشه. جواب دختر داستان از زبان فروغ فرخزاد من به تو خندیدم چون که می دانستم تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی پدرم از پی تو تند دوید و نمی دانستی باغبان پدر پیر من است من به تو خندیدم تا که با خنده ی خود پاسخ عشق تو را ،خالصانه بدهم بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و.... سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک دل من گفت برو چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه ی تلخ تو را و من رفتم و هنوز سال هاست که در ذهن من آرام حیرت و بغض تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چه می شد اگر باغچه ی خانه ی ما سیب نداشت؟؟؟؟
Gatun…
مرا می نشاند کنار حوصله اش ، سنگ ، کاغذ ، قیچی بازی کنیم... Gatun…
شب ميلاد تو اي يار مرا Gatun…
شاید آن روز كه سهراب نوشت : Gatun…
زن زن عشق می كارد و كینه درو می كند ... تقدیم به تمامی زنان ایران زمین... Gatun…
برنگرد ، که برنمی گردی تو هیچ وقت ، نمی خواهمم داشته باشمت ، نترس ، فقط بیا ، در خزان خواسته هایم کمی قدم بزن ، دلم برای راه رفتنت تنگ شده است... Gatun…
|
About![]()
دوستای خوبم لطفاَ ادامه مطالب ها رو هم بخونید
Home
|